تبلیغات
وبلاگ همسفر کرمی - دستور جلسه لژیون
درباره وبلاگ

در کنگره 60- راهنمایی رایگان درمان اعتیاد- به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . همسفر خانم معصومه کرمی نیز یکی از کمک راهنمایان شعبه شادآباد هستند که در سال 92مفتخر به اخذ درجه کمک راهنمایی شدند. لژیون ایشان به منظور کمک به خانواده های درگیر بیماری اعتیاد در شعبه شادآباد تشکیل میشود.
ما همسفران نیز به منظور ایفای نقش خود در ساختن جامعه و جهانی بهتر و یافتن جایگاه خود، نیازمند آگاهی و آموزش از سوی بزرگانی هستیم که در مسیر پرخطیر عشق گام برداشتند. کنگره 60 با ارائه طریقی منحصر به فرد، الگوهایی را در اختیار ما قرار داده تا به یاری قدرت مطلق -الله- طی طریق نماییم و علاوه بر ایجاد فضایی آرام و روح نواز در خانواده، خودسازی را نیز در دستور کاری خود قرار دهیم.
مدیر وبلاگ : همسفر آیدا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ همسفر کرمی
دوشنبه 12 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر آیدا        

لژیون این هفته با دستور جلسه سی دی مثلث تاریکی از اقای امین و بخشی از کتاب 60 درجه زیر صفر مورخ 94/11/12 تشکیل شد.

رسیدن به حال خوش یکسری قوانین و راهکار های مخصوص به خودش را دارد،مثلا اگر من الان شروع کنم به رعایت کردن قوانین و راهکار ها امکان دارد چند ماه دیگر به حال خوش برسم.این تایم بستگی به خودمان،وضعیتمان و میزان و نوع تلاشمان دارد.

اکثر انسان ها از حال خوش محروم اند و از قوانین رسیدن به حال خوش آگاهی ندارند و با کارها و تلاش هایشان بیشتر قوانین را نقض میکنند و این باعث بدتر شدن حالشان میشود.

وقتی انسان خلق شد،خداوند به شیطان و فرشتگان می گویند به آدم سجده کنید همه سجده کردند جز ابلیس.

خداوند از ابلیس میپرسد چرا سجده نکردی؟(البته این نکته هم باید در نظر داشت که خداوند جواب تمام سوالات را میداند و برای دانایی خلق این سوال را مطرح کردند) ابلیس در پاسخ به این سوال گفت که من از این موجود برتر هستم و بعد از این پاسخ خداوند شیطان را مطرود میکند.

۲۰۱۶۰۲۰۱_۱۸۲۸۲۶.jpg


شیطان پس از طرد شدن خود از فکر و اندیشه برتری خود پشیمان نشد،بلکه از خداوند فرصت خواست وبرای اثبات درستی حرفش انسان را به مقوله نافرمانی کشاند.

علت اصلی اینکه یک انسان وارد سقوط میشود این است که باید اندیشه ای در آن بوجود بیاید که این اندیشه تعیین کننده است.

در کنگره معتقدیم که هر چیز صور آشکار و صور پنهان دارد.

همه ما یک شیطان درونی و بیرونی داریم که مکمل هم هستند.

انسان برای اینکه سقوط کند باید اندیشه خود برتر بینی را داشته باشد.این تصور برتری نسبت به موجودات،انسان ها و...میباشد.

گاهی اوقات انسان خودش را با کسی قیاس میکند تا به خودش این برتری را ثابت کند.بعضی اوقات این عقیده و ثابت کردن این موضوع برایمان مهم میشود که حاضر میشویم بهای سنگینی برایش پرداخت کنیم ولی آن از دست ندهیم.

قوی شدن این باور برابر است با مطرود شدن انسان.انسان باید در رفتارهای خود بررسی کند و رفتاری که ماهییت این موضوع را ثابت میکند از بین ببرد.

پایه و بیس آموزشی ما نفس است.مهم ترین ویژگی نفس خواسته های خودش است و این خواسته ها معقول و غیرمعقول است.خواسته های نفس جایگاه فرد را مشخص میکند.

نفسی که خواهان مصرف است با نفسی که خواهان رهایی است جایگاه های متفاوتی برای فرد به ارمغان می اورد.

اگر انسانی بخواهد در قضیه نامعقول حرکت کند چند راه پیش پا دارد:

1)خواسته نامعقول را اجرا کند.

2)خواسته معقول را نبیند.

3)خواسته معقول را اجرا نکند.

در سوره ناس بسیار از وسوسه نام برده شده است.خیلی از انجمن های درمان اعتیاد که به سیستم ایکس و مواد شبه افیونی بدن را قبول ندارندبه مقوله وسوسه مواد مخدر اعتقاد دارند،اما کنگره 60 موضوع وسوسه مواد مخدر را رد کرده و این را نیاز بدن میداند.

برای قابل درک شدن موضوع وسوسه و نیاز از مثالی استفاده میشود.

مثلا من ساعت 11 شب میخوابم و ساعت 7 صبح (بعد از 8 ساعت خواب نرمال)از خواب بیدار میشوم ولی بازم میل به خواب دارم و دوست دارم زود بخوابم ولی اگر یک لحظه بر آن حس غالب شوم و بر خلافش حرکت کنم نه تنها میل به خوابیدنم از بین میرود بلکه سرحال و قبراق هم میشوم،این میشود وسوسه.

حال اگر ساعت 11 بخوابم ولی ساعت 1 شب کسی من را بیدار کند با گذشت زمان نه تنها خوابم از بین نمیرود بلکه هر چه بگذرد این کم خوابی بیشتر اذیتم میکند؛چون به خواب نیاز دارم.

در وسوسه زمان میتواند موضوع را حل کند ولی نیاز با زمان حل نمیشود و بلکه هر چه بگذرد بدتر میشود.نیاز با زمان بدتر میشود.

یکی از اظلاع مثلث تاریکی وسوسه است.

یکسری از مطالب بی اهمیت وارد ذهن ما میشوند و انقدری فکر ما را به خودشان مشغول میکند که ما را از موضوعات مهم غافل میکند.

یک زمان به من فرمان انجام کار معقولی میدهند ولی من مستقیما آن را رد میکنم،مثلا راهنما به رهجو فرمان کم کردن مواد را میدهد و رهجو چه مستقیم و چه غیر مستقیم آن را رد میکند و اجرا نمیکند.

رد کردن مستقیم خواسته های معقول میشود عصیان که ضلع دوم مثلث تاریکی را تشکیل میدهد.

برای اینکه انسان به طغیان برسد دو راه وجود دارد:

1) انسان در فشار باشد و بقدری مشکلات بهش فشار بیاورد که قادر به حل مشکل نباشد.

2)بعضی از مفاهیم را درک نکرد.برخی از آدمها روزنامه وار یک چیزی را میخوانند و فکر میکنند که آن موضوع را فهمیده اند و به سراغ چیز دیگری میروند و این موضوع به جایی میرسد که فرد تصور میکند همه چیز را دانسته و به چیزی احتیاج ندارد.در صورتی که ما مفاهیم را با تکرار درک میکنیم.

طغیان،عصیان و وسوسه از اضلاع مثلث تاریکی است.

۲۰۱۶۰۲۰۱_۱۸۲۸۳۹.jpg

در ادامه خانم کرمی فرمودند:

همه ما باید فکر کنیم که برای چه به کنگره می آییم؟وقتی فعالیت های لژیون را انجام نمی دهیم برای چه به کنگره می آییم؟مگر اینکه جز صندلی را اشغال میکنیم کاری دیگر بلدیم؟شاید اگر این صندلی خالی بود یک سفر اولی آن را پر میکرد و به خوبی در مسیر کنگره قرار میگرفت و به درمان میرسید.

عصیان یعنی رد کردن خواسته های معقول و دهن کجی به کسی که حرف درست میزند.مثلا من به رهجو میگوییم سی دی گوش کن،مشارکت کن و...ولی رهجو نه تنها این کارها را انجام نمیدهد بلکه در ذهن خودش برای توجیه کم کاری خودش میگوید که راهنمای من از مشکلات من خبر ندارند و نمیدانند وضعیت من چیست و اگر بقیه هم جای من بودند نمیتوانستند سی دی گوش بدهند یا مشارکت کنند.

خواندن وادی ها کار خیلی راحتی است و خیلی از ما فکر میکنیم که وادی اول را به خوبی میدانیم اما واقعا قبل از هر کاری تفکر میکنیم؟ایا تفکر را سرمشق کارهای خود قرار داده ایم؟آیا بعد از خواندن وادی سوم توانستیم برای خودمان ارزش بگذاریم.

خود من اگر نتوانم سی دی را گوش کنم ساعت 4 صبح بلند میشوم و تا قبل از نماز صبح آن را گوش میدهم ومینویسم.کم خوابی هیچ مشکلی برای انسان بوجود نمی آورد.

من ساعتها مطالعه و سرچ میکنم و سی دی گوش میکنم تا حرفی برای زدن در لژیون داشته باشم،این صحبت های من از روی منت نیست بلکه وظیفه ام را در برابر لژیون انجام میدهم.

متاسفانه شما برای خودتان و آموزشتان وقت نمیگذارید و بدون هدف حرکت میکنید.

یک زمانی من باشگاه میرفتم برای اینکه باشگاهی رفته باشم ولی الان اگر باشگاه میروم فقط و فقط برای ورزش است نه چیز دیگری.

همه ما در زندگی مشکلات زیادی داشتیم ولی این ما هستیم که مشکلات را حل میکنیم،با سکوت و فرار از مشکل هیچ چیز درست نمیشود.

شما فکر کنید در جایی قرار دارید که پر از مشکلات ریز و درشت است،فرار کردن و پس زدن مشکلات هیچ دردی را  درمان نمیکند،بلکه باید ارام آرام  شروع به حل مشکلات کرد،باید یاد بگیریم که بتوانیم بین مشکلات هماهنگی به وجود بیاوریم.

رسیدن به جایگاه ارزشمند آسان است اما نگه داشتن آن جایگاه خیلی سخت است.

کنترل بحران یعنی مدیریت مشکلات زندگی.کسانی که مدیریت بحران دارند رفتار و منش متفاوتی دارند و قابل احترام اند.

مثل زمانی که سگ به انسان حمله میکند با فرار کردن مشکل حل نمیشود بلکه باید ایستاد و با سگ مقابله کرد.

درست حرف زدن و فن بیان داشتن باعث پیشرفت انسان میشود،درجلسات مشارکت کنید.با سکوت و رکود انسان به هیچ جایی نمیرسد.باید مثل رود جاری  و خروشان باشیم.

اگر من بدلیل شغلم برای به کنگره آمدن به مشکل برخوردم،نباید کنگره را حذف کنم باید تعادل بوجود بیاورم.

نباید از حال خوبمان غافل شویم.من دوستی در کنگره داشتم که اواخر سفر اول،همراه با مسافرش کنگره را رها کرد،برایم تعریف میکرد که تخریب مسافرش روز به روز بیشتر میشد و هر وقت از جلوی شعبه آکادمی رد میشدند،بغض گلویشان را میگرفت.

رها کردن کنگره یعنی برگشت به حال بد.

بعد از هر نماز واجب یک دعای انسان اجابت میشود،چه دستت را بالا بگیری چه در دلت دعا کنی.

دست بالا گرفتن باعث ایجاد ارتباط قلبی با خداوند میشود.همیشه دعا کنید و از خداوند بخواهید که لحظه ای شما را به حال خود واگذار نکند.

در ادامه موضوع بمب اتمی مواد مخدر از کتاب 60 درجه زیر صفر در لژیون کار شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 اردیبهشت 1396 03:48 ق.ظ
These are in fact enormous ideas in concerning blogging.
You have touched some good factors here. Any way keep up wrinting.
سه شنبه 20 بهمن 1394 01:07 ق.ظ
خدا قوت خدمت سرکار خانم کرمی عزیز از صحبتهای دلنشینت استفاده کردم.
خداقوت آ یدا جان.
یکشنبه 18 بهمن 1394 12:08 ب.ظ
خداقوت،پاینده و برقرارباشید
جمعه 16 بهمن 1394 02:22 ب.ظ
خیلی ممنون ازآیدا عزیزم...شما برای من یک الگوی کنگره ای به تمام معنا هستی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر