تبلیغات
وبلاگ همسفر کرمی - دستور جلسه لژیون
درباره وبلاگ

در کنگره 60- راهنمایی رایگان درمان اعتیاد- به حلقه متشکل از راهنما و رهجویان او ، لژیون گفته می شود . همسفر خانم معصومه کرمی نیز یکی از کمک راهنمایان شعبه شادآباد هستند که در سال 92مفتخر به اخذ درجه کمک راهنمایی شدند. لژیون ایشان به منظور کمک به خانواده های درگیر بیماری اعتیاد در شعبه شادآباد تشکیل میشود.
ما همسفران نیز به منظور ایفای نقش خود در ساختن جامعه و جهانی بهتر و یافتن جایگاه خود، نیازمند آگاهی و آموزش از سوی بزرگانی هستیم که در مسیر پرخطیر عشق گام برداشتند. کنگره 60 با ارائه طریقی منحصر به فرد، الگوهایی را در اختیار ما قرار داده تا به یاری قدرت مطلق -الله- طی طریق نماییم و علاوه بر ایجاد فضایی آرام و روح نواز در خانواده، خودسازی را نیز در دستور کاری خود قرار دهیم.
مدیر وبلاگ : همسفر آیدا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ همسفر کرمی
سه شنبه 20 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر آیدا        

لژیون این هفته با دستور جلسه سی دی وظایف رهجو و بخشی از کتاب 60 درجه زیر صفر مورخ 94/11/19 تشکیل شد.

مهم ترین مطلب برای ما ورود به قلب ها از در محبت است.

همه انسانها دارای دو چهره طوفانی و ارام هستند.من تصورم میکنم که خداوند انسان بدی که منشا و وجودش بد باشد را خلق نکرده است و در اثر اتفاقات متعدد این واقعه رخ میدهد.

اگر شرایطش جور بشود، با محبت ترین آدم ها خشمگین ترین آدم میشوند و کسی که آزارش به

مورچه ای نمیرسد در شرایطی حتی قتل هم میکند.

خود ما هستیم که تعیین میکنیم انسان ها در برابر ما چه واکنشی نشان بدهند،چون همه انسان ها خوب هستند.ما میتوانیم با برخوردمان در برابر انسان ها دیگران را نسبت به خودمان تحریک کنیم.در برخورد با دیگران نباید فقط به حرفشان توجه کرد و از روی آن قضاوت کرد،شاید حرفی که میزنند از جایی پر شده باشند،توسط کسی تحریک شده باشند و....من بارها گفته ام که به عمق رفتارهای مردم توجه کنید و سطحی نگاه نکنید.

محبت کردن همیشگی نیست،همیشه نمیشود محبت کرد،در برابر شیردرنده محبت کردن خنده دار است.

ما در کنگره سعی کردیم از واژه هایی استفاده کنیم که بار مفهوم و آگاهی خودشان را دارند مثلا مسافر،همسفر و...این واژه ها ابداع شده اند.

مرزبان کسی یعنی حفاظت کننده مرز معنوی،مادی و قوانینی شعبه دست اوست.

مسافر فردی مصرف کننده ای است که قصد درمان را دارد و همین هدف درمانی که دارد او را از معتاد و بقیه القاب متمایز میکند.

در کنگره به افراد مصرف کننده،مریض نمی گوییم،چون اگر مریض بودند برای درمانشان هم به پزشک نیاز داشتیم نه راهنما.

راهنما فردی است که راه را نمایان میکند،حکیم و پزشک نیست.رهجو یعنی جوینده راه.

رهجو خودش به دنبال مسیر است،کسی که نمیخواهد راهی را پیدا کند،رهجو نیست و بدرد کنگره نمیخورد.

کسی که بزور به کنگره می آید،رهجو نیست.

رهجو فردی است که به فکر،اندیشه ، پندار، گفتار، راه و مسیر است.

دانش آموز یعنی کسی که دانش را می آموزد و دانشجو کسی است که دانش را جستجو میکنند.

مثلا شما میخواهید به قله اورست بروید،اهالی اورست راهنمای خوبی برای مسیر شما تا قله هستند و اگر جغرافیدانان دانشگاه اکسفورد هم بخواهند به قله اورست بروند باید از راهنمایی همین مردم بومی آنجا استفاده کردند،هر چند این مردم بیسواد باشند.

وقتی رهجو وارد کنگره میشود سه جلسه مهمان محسوب میشود تا ببیند کنگره را قبول دارد و بدردش میخورد یا خیر؟ببیند قصد درمان دارد؟ فرد در این جلسات هیچ تعهدی ندارد و میتواند حتی مرتب در جلسات شرکت نکند ، ولی زمانی که واژه رهجو به او اطلاق گردید و راهنما انتخاب کرد باید حضور مرتب داشته باشد.

انتخاب راهنما در کنگره توصیه ای نیست و خود فرد بر مبنای حسش راهنما را انتخاب میکند.

وقتی به عنوان رهجو در کنگره پذیرفته شد و کنگره را قبول کرد ، وظایف و ممنوعیتی دارد.

باید هدف داشته باشد که هدف هم چیزی جز درمان اعتیاد نیست،رهجویی بدون هدف وجود ندارد.

رهجو باید به کنگره اعتقاد داشته باشد.

در کنگره برای افراد الگو وجود دارد،همه افرادی که درمان شدند به عنوان الگو در کنگره حضور دارند.

1) فرد نمیتواند همزمان در دو سازمان حضور پیدا کند،باید فقط در یک جا برود و همزمان نمیتواند هم در کنگره و هم در جای دیگری برای درمان حضور پیدا کند.چون هدف ها در سازمان ها متفاوت است و کنگره هدفش درمان است.

2) کلاس های معنوی برای فردی که در کنگره حضور دارد ممنوع است و تشدد ایجاد میکند،در کنگره به اندازه کافی برای افراد فرد منابع آموزشی وجود دارد.

3) به راهنما ایمان و اعتقاد داشته باشد،اگر رهجو به راهنما ایمان نداشته باشد،مسیری خوبی طی نمیکند.

به نفع خود رهجو است که تصور کند راهنما همه چیز را میداند.

4) وقتی رهجو باید سفر اولش را شروع کرد، باید تمام داشته هایش را پشت در بگذارد.

داشته های فرد برای کنگره هیچ ارزشی ندارد،فرد احترام رهجو را دارد نه احترام دارایی و مدرک و... اگر مدرک تحصیلی و مال و ثروت ارزش داشت،جلوی مصرف کننده شدن فرد را میگرفت.

درست سفرکردن ،مرتب بودن ،ادب و انضباط برای کنگره دارای اهمیت است.

بعضی از رهجو ها در اوایل حضور میخواهند تغییراتی در اساس کنگره بوجود بیاورند،مثلا اینکه سبد به جای وسط جلسه اول جلسه چرخانده بشود و....

من سفر اولی هایی که عضو لژیون مالی بودند را حذف کردم ،هیچ کمک مالی و املاکی از فرد سفر اول پذیرفته نمیشود،پذیرفتن این کمک باعث ایجاد منیت برای فرد شده و مانع درمان او میشود.

کنگره از هر کسی کمک نمیپذیرد و فرد باید باتعادل باشد.

بعضی از رهجو ها فکر میکنند اگر یکسری سرویس اضافه به راهنما یا کنگره بدهند،خوب میشوند.

مثلا فرد فکر میکند اگر راهنما را به شمال دعوت کند،کادو بدهد و...زودتر خوب میشوند،ولی با این حرکات فرد اصلا به درمان نمیرسد.

رهجو باید متعادل به کمک راهنمایش هدیه بدهد و هدیه اش از روی عشق و علاقه باشد نه رهایی زودتر.

من هر یک از بستگانم بخواهند در کنگره درمان بشود،میگویم اصلا خودت را معرفی نکن.

5) اعتقاد به کنگره و روش

کنگره و جهان بینی وسیله ای برای درمان است.

یک روان پزشک روزی 40 بیمار را  ویزیت میکند ، به همین خاطر وقت رسیدگی به امورات جزیی بیمار را ندارد.

اما راهنما هفته ای دو بار با رهجو سروکار دارد و میتواند از رهجویش درباره وضعیتش سوال کند.

6)اعتقاد به دارو و شربت تریاک

7)اعتقاد به آموزش ها کنگره و اعتقاد و باور به آنها.

باید از متون کنگره استفاده کرد چون اعتیاد به راحتی از بین نمیرود،حداقل به 300 ساعت حضور در کارگاه آموزشی نیاز دارد.

سفر درونی خیلی مشکل است.

8) وظیفه رهجو گوش دادن یک سی دی در هفته است.

باید فرد معتاد بمیرد تا فرد سالمی متولد شود.ققنوس پرنده ای است که وقتی میخواهد تولید مثل کند،پرهایش را آنقدر به هم میزند تا آتش بگیرد و از خاکستر آن پرنده جدیدی تولید میشود.

هیچ انسانی بد نیست و آموزش ها و برداشت های انسان، آن را تغییر میدهد.

9) اعتقاد به حرمت کنگره.

باید همه افراد حرمت کنگره را رعایت کند،هیچ سفر اولی نباید با هم دیگر بگردند،شماره بدهند،ارتباطی بیرون کنگره برقرار کند و...

10) اعتقاد داشتن به قوانین کنگره.

درمان اعتیاد کار پیچیده ،محال و غیرممکن است.این درمان را فقط کنگره ممکن کرده است،درمان کاری سخت و سهل است.

کسی که در سفر گریز میزند،لذت روی برنامه بودن را نمی چشد،این لذت حتی در سفر دوم و سوم نیست.

11) اعتقاد به مرزبان و پذیرفتن حرف مرزبان ها.

راهنمایان باید وجهه مرزبانان را حفظ کنند و به رهجویان خود ادب بیاموزند.

این قوی بودن مرزبان هاست که شما در لژیون خود ارامش دارید.

12) حضور به موقع در کارگاه آموزشی و لژیون.

رهجو باید 15 دقیقه زودتر از شروع جلسه در شعبه حضور پیدا کند.

13) ترافیک در کنگره حل شده است و ساعت در کنگره اختراع شده است.

همه مردم ترافیک را بهانه دیر رسیدن میکنند،در کنگره این چنین نیست.

در خیلی از همایش ها و جلسات امکان دارد راس ساعت گفته شده،جلسه شروع نشود و افراد معطل شوند،ولی در کنگره اینطور نیست و جلسه راس ساعت شروع شده و راس ساعت هم به اتمام میرسد.

تمام رهجو ها باید زمان را در کنگره رعایت کند.

14)خدمت در کنگره

خدمت حال مسافر را خوب میکند،ما در هیچ شعبه ای مستخدم،سرایدار یا نظافتچی نداریم و بدست اعضا اداره میشود.

خدمت حال اعضا را خوب میکند،خدمت بیشتر محبوبیت بیشتر را به ارمغان می آورد.

در بعضی از قسمت های کنگره خدمت با رای گیری داده میشود،تجربه نشان داده است همه کسانی که در نشریات خدمت میکنند،رای برای مرزبانی و نگهبانی می آورند

15) انتظار نداشتن از کنگره.

به جز درمان نباید انتظاری از کنگره داشت،مثلا در بیمارستان شما چیزی جز درمان مریضی طلب نمیکنند.

کنگره برای کسی کار،همسر و وام نمیدهد.

16) رهجو باید پول درمان خودش را بدهد.

رهجو باید پول درمان خودش را خودش بدهد و کسی انتظار کمک نداشته باشد.

17) خود رهجو بیشترین کمک را به خودش میکند و نباید از کسی انتظار کمک داشته باشد.

در ادامه خانم کرمی فرمودند:

هیچ کاری بالاتر از کنگره و درمان اعتیاد نیست،همه کارهایتان را انجام بدهید تا سر تایم در کنگره باشید.من امروز انتهای سالن نشستم تا متوجه زمان ورود شما بشوم.

یک تازه وارد به جمع ما اضافه شده اند،ورودشان را خوش آمد میگویم و امیدوارم به عنوان یک رهجو با هدف شروع به حرکت کنند.

دستور جلسه امروز وظایف رهجو بود.هر کدام از ما چند درصد از وظایف رهجو را عملی کرده ایم؟

محبت همه جا خوب نیست و جواب مثبت و سازنده ای نمیدهد،شما نمیتوانید به گرگ وحشی محبت کنید.باید به خطاها عکس العملی نشان بدهیم.

دیگران را منع کاری نکنید که بلافاصله برایتان همان کار پیش می آید.هر چقدر بیشتر در صراط مستقیم باشید این زمان کم تر است.

برای دیده شدن در کنگره باید خدمت کرد،در خانواده هم باید از خود گذشتگی کرد.

من با یک فرد شیشه ای زندگی کردم،شیشه نکشیدم ولی توهم آن را میزدم.

توهم های مسافرم را قبول میکردم و با همسرم همسو میشدم و در آخر هم میگفتم که کی به کنگره برویم؟

دوست بودن من با مسافرم باعث حضور آن درکنگره شد.

همان طور که یک پیامک از یک مسافت طولانی به دست فرد میرسد،انرژی قلبی هم از هر جایی که باشد به مخاطب میرسد،حس های خوبی از خودتان به دیگران بدهید.

با تفکر و بی تفکر میشود به حقیقت رسید.

مثلا فردی که فرزند یک شیخ است،نماز خواندن را از اجداد پدری اش گرفته است و شاید اصلا دلیل آن را هم نداند ولی نماز میخواند،یعنی بی تفکر به فلسفه نماز رسیده است.

اگر در حال حاضر به فرد مصرف کننده بگویید که اعتیاد چیست خیلی حرف ها برای گفتن دارد که با تفکر است ولی یک فرد عادی حرفی که درباره مصرف کنندگان میزد،بی تفکر است.

در مکتب حسینی،حسینی بودن کار بزرگی نیست،هنر حسینی بودن در مکتب غیرحسینی است.

فاصله رسیدن من تا خدا،فاصله رسیدن خودم به خودم است.

هر حرکت ما باید با تفکر و اندیشه باشد،کنگره آمدن هم باید با تفکر باشد.

اگر در کنگره درست حرکت کنیم به سلسه جبال ها میرسیم که حتی باورش امروزه در ذهنمان نمی گنجد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مرداد 1396 06:42 ب.ظ
Wow that was unusual. I just wrote an incredibly long comment but after I clicked submit my comment
didn't appear. Grrrr... well I'm not writing all that over
again. Anyhow, just wanted to say great blog!
یکشنبه 25 بهمن 1394 11:57 ق.ظ
خدا قوت خدمت خانم کرمی عزیز وآیدای عزیز
جمعه 23 بهمن 1394 02:45 ق.ظ
بسیار عالى و اموزنده بود.
با سپاس از خانم كرمى و خدا قوت به ایدا جان
پنجشنبه 22 بهمن 1394 12:35 ق.ظ
با سپاس فراوان از آموزش های خوب سرکار خانم کرمی
ممنونم از آیدای عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.